من که غصه هایم را سر وقت میخورم… پس چرا خوب نمیشود تنهاییم؟

قـدیـما زخـمو یـکی مـی زد نـمکو یـکی دیـگه می پـاشید الان امـا هـر دو تـاش ، کـار یه نفـره !

من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صدا ها می آیم، و این جهان به لانه ی ماران مانند است، و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست، که همچنان که ترا می بوسند در ذهن خود طناب دار ترا می بافند، سلام ای شب معصوم، میان پنجره و دیدن همیشه فاصله ایست، چرا نگاه نکردم ؟ مانند آن زمان که مردی از کنار درختان خیس گذر می کرد... چرا نگاه نکردم ؟"
فروغ فرخ زاد- ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ادامه مطلب

[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 08:14 ق.ظ ] [ مریم جووون ]

[ نظرات() ]


http://loadmypic.com/server1/out.php/i120082_56361841076730894129119909773677491715329731198608322n.jpg

 

 

 
تو را

 
در تصنیف های قدیمی دوست دارم

 
وقتی که بر تن شمعدانی

 
در قاب پنجره گل می کنی

 
و من

 
دلم را زیر عطر جادوئی چشمانت

 
در نی لبکی پر از قاصدکُ پروانه
 
در التهاب ماه می نوازم

 
و ما شایعه می شویم

 
در شهری که مردمانش
 
از رنگین کمان یک شب بی باران
 
حرف می زنند
 
و تنها کوچه می داند

 
که آن شب

 
لحن لبخند تو
  
 در آسمان می پیچید
 

 

 



[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 08:13 ق.ظ ] [ مریم جووون ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات